تبليغاتX

کابوس زندگی
آن مرغ که پر زند به بام و در دوست ..... خواهد که دهد سر به دم خنجر دوست

من با سکوت حرف میزنم ، تو با گلوله . چه مناظره زیبایی!!

جهان از این مناظره مبهوت است.

گلوله ها تمام می شود اما صدای من جاری است، مثل دریا. مثل اقیانوس.

شهید مثل سبز - سرخ - سپید . صدای من است که می ماند.

این منطق من است که پیروز است.گوش کن . تاریخ مرا تحسین می کند.

تفنگ خالی را بر زمین بگذار. من جایزه بزرگ آزادی را بردم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 1:58  توسط بابک | 
 
صفحه نخست
ارتباط با من
آرشیو
درباره وبلاگ
افسوس ..... آن زمان که بايد دوست بداريم ، کوتاهي مي کنيم. آن زمان که دوستمان دارند، لجبازي مي کنيم. وبعد........ براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم.

وضعیت من در یاهو

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM