![]() |
![]() |
|
| آن مرغ که پر زند به بام و در دوست ..... خواهد که دهد سر به دم خنجر دوست |
|
در غبارهاي به جامانده از سکوت ، در خلوت ياسهاي پر احساس ، کنار آينه هايي از جنس باران ، هرکجا که تنهايي مي شکند، هرکجا که اولين فرشته ، خدا را صدا مي زند، روي زمزمه هاي گل سرخ: مثل هميشه به دنبال تو مي گردم....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 23:37 توسط بابک |
|
|
صفحه نخست ارتباط با من آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
افسوس ..... آن زمان که بايد دوست بداريم ، کوتاهي مي کنيم. آن زمان که دوستمان دارند، لجبازي مي کنيم. وبعد........ براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم.
|
| وضعیت من در یاهو |
|
|
|
RSS
|